عشق تو مهربان من، عمر مرا فسانه کرد

عشق تو مهربان من، عمر مرا فسانه کرد

نغمه به جان من دمید، روح مرا ترانه کرد

شد همه تار و پود من مست می نگاه تو

برد به آسمان عشق، عارف این زمانه کرد

در تو تولّدی دگر یافتم و من جوان شدم

عشق نهان دل شد و هجرت عاشقانه کرد

رو به تو آمدم دمی، ماندم و ماندگار شدم

دل به سرای عشق تو، خانه و آشیانه کرد

سحر کلام نافذت، هوش ربود ز سر مرا

رهزن واژه های تو سرقت زیرکانه کرد

ذره به ذره جان من پر شده از حضور تو

برای زنده بودنش عشق تو را بهانه کرد

/ 1 نظر / 15 بازدید