مرگ زمان

ساعت دیواری خانه کوچک من

روزهاست که دیگر شوقی به گردش ندارد

غمگین و اندوهناک نشسته است

خانه مرا گویی

هرگز زمانی نبوده است

زمان در پشت در آرام گرفته است

پنجره ها نیز غبار آلود خاک تیره مرگند

بیرون شاید جویی جاری است

گلی می شکفد

پرنده ای می خواند

و برگی بوسه می زند بر باد

اما اینجا...

هیچ صدایی نیست

فصلی نیست

فقط ایستایی محض است

و حتی مرگ هم اینجا به دام مرگ افتادست

/ 0 نظر / 6 بازدید