اسب چوبین

کودکی هایم گذشت

آنچه اکنون  مانده است

چند عکس پاره است

با هزاران خاطره که نقش در من بسته است

ظهر تابستان داغ

من سوار بر تکه چوبی بودم و

در کنار سایه دیوارها

هی کشان می رفتم و می تاختم

وه! چه دنیایی بر آن چوب داشتم

/ 0 نظر / 6 بازدید