خیلی دیر

به من نگاهی کرد،

گمان بردم حرفی دارد.

با اشاره گفتم "چیزی هست"؟

تبسمی کرد و آرام سری تکان داد

یعنی "نه"!

و بعد راهی شد.

آن قدر رفت تا دیگر ندیدمش

می دانستم که او حرفی داشت،

یقین داشتم که او پر از میل گفتن بود و شوق شنیدن

اما افسوس که من همیشه

خیلی دیر می فهمیدم

خیلی دیر

/ 1 نظر / 5 بازدید
موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 55399155