گویا ترین نگاه!

این چه حکایتی است در چشمان تو

و چه روایتی در نگاهت

که هر آنچه از عشق را جستجو می کنم

می بینم آشکار در نگاه تو

در عمق آن نگاه،

در زلالی رنگ چشمانت

چه سری نهفته است

که پیداست در نگاه و نمی خوانم از صدای تو

چه تضاد زیبایی است

و چه تقابل حیرت انگیزی

بی هیچ کلام و واژه ای

در بستر گرم و زلال نگاه تو

خروش و سکوت در هم آمیخته اند...

ای گویا ترین نگاه!

زبان من قاصر از بیان سر نگاه توست

اما...!

این راز نهان است به دل از برای تو

/ 0 نظر / 14 بازدید