هوشم از سر برده آن رخساره زیبای تو

هوشم از سر برده آن رخساره زیبای تو

در سرورم از تو و بلوای پر غوغای تو

روحم از عشق تو مجنون گشته است

پر کشد مجنون به سوی منزل لیلای تو

هر کسی دیوانه رویی و شیدای رخی است

من پریشان و خرابم از رخ و سیمای تو



/ 0 نظر / 4 بازدید