خداوند و چهار فصل

خداند بزرگ!

          من بهار هستم، آغازین فصل طبیعت، با شکوفه ها می آیم و آواز چلچله ها نوید آور حضور من است. آنگاه که طبیعت را به من بسپارند خاک سرد و خشک را یکباره زنده می سازم و هستی را از رنگ زیبا و بوی خوش پر می کنم. خورشید بر آسمان فصل من نه سوزان است و نه کم فروغ و نسیم بهاری هر صبحدم کی می وزد باغ و بوستان را از عطر و بوی هزاران گل نوشکفته معطر و خوشبو می سازد. من بهار هستم و آنچه می کنم همه از اراده و خواست شما خداوند علیم و قادر است.

خداوند لبخندی زد و بهار را مهربانانه مورد خطاب قرار داد و گفت:

  ای بهار زیبا!

    آفرین به تو که اینچنین هستی و همه را از وجود پر برکت خویش بهره مند می سازی من به تو و انچه می کنی افتخار می کنم. سپس رو به تابستان کرد و گفت :

  ای تابستان تو خود را چگونه توصیف می کنی؟

   و تابستان اینچنین آغاز کرد:

   خداوند مهربان!

   من تابستان هستم و پس از بهار زیبا طبیعت را میزبانی خواهم کرد، خورشید آسمان من گرم است تا میوه های خام بهاری را بر درختان سبز بپروراند و برف های نشسته بر قله های رفیع کوهستان ها را آب کند و شب های مرا برای آرمیدن کشتگران و باغبانان در دشت ها و بوستان ها گرم و مطبوع سازد. من فصلی هستم برای به بلوغ رسیدن شکوفه های بهاری و فرصتی برای درو و اندوختن آذوقه مردمانی که دعاگوی لطف و برکت تو خداوند بزرگ هستند.

ای خداوند روزی ده!

          من تمام آنچه را که تو برای روزی و توشه موجودات و مخلوقات زمین مقدر کرده ای را فراهم می آورم و شکر گزار شما هستم که مرا سبز و پر نعمت آفریدید.

خداوند به تابستان گفت:

  تابستان زیبا!

    من به تو نیز آفرین می گویم. تو آنچه را که بهار رویانده است می پرورانی و فرصتی را برای مخلوقات من فراهم می آوری تا رشد کنند و از آنچه میوه و ثمر است بخورند و آذوقه هایشان را اندوخته کنند. سپس رو به پائیز کرد و گفت :

پائیز اکنون نوبت توست که خود را توصیف کنی؟

پائیز اینچنین آغاز کرد:

 خداوند عزیز!

   من پائیز فصل سوم طبیعت هستم. بادها در روزهای من می وزند و ابرها بر آسمان من پدیدار می شوند. روزهای من کوتاه و کوتاهتر و شب های من هر چه که به پیش می روم طولانی تر می شوند. خورشید آسمان من کم فروغ است و بادهای سرد برگ های زرد درختان را بی امان از تن آنان جدا کرده و بر زمین فرو می ریزند. ماه مهر آنگاه که کشاورزان و برزگران کشتزارهای خود را ترک می کنند و کشته های خویش را در انبارهایشان جای می دهند به پاس برکات و نعمات شما خداوند بزرگ جشن شکرگزاری را برپا می کنند و من به شکرانه این همه نعمت و لطف و به پاس قدردانی و سپاس از تابستان و بهار جشن زیبایی را مملو از رنگ بر زمین بر پای می کنم. رنگ های ارغوانی و سرخ و زرد به زیبایی در دشت ها و چنگل های می درخشند و جلوه ای با شکوه از رازهای نهان طبیعت را بر زمینیان پدیدار می کنند.

با پایان سخنان پائیز خداوند گفت:

   پائیز تو به راستی زیباترین فصل من هستی، در تو همه چیز هست هم سردی و هم گرم هم سبزی و هم زرد و همه رنگ ها در تو به زیبایی جلوه گر می شوند. دورود بر تو باد که مخلوقات را با آنچه اندوخته اند دلشاد می سازی و مرا از این شادی بندگان خرسند.

خداوند آنگاه به زمستان گفت :

 زمستان تو فصل آخرین هستی، بگو که خود را چگونه وصف می کنی؟

 زمستان به آرامی چنین گفت:

  پروردگارا !

   سرمای سخت، خورشید بی فروغ و دشت ها و کوه های لخت و برهنه از ویژگی های فصل من است. برف های انبوه را بر کوهها بر جای می گذارم تا آبهای چشمه ها و رودهای جاری در بهار و تابستان همچنان بجوشند و طبیعت از آب های پاک و زلال من سیراب شود. شب های دراز من فرصتی است برای  دلدادگان و عاشقان نشسته در کنار شعله ای گرم آتش تا از عشق و دلداگی بگویند. کودکان به امید بارش برف بر زمین از پس پنجره های خانه هایشان آسمان را تا صبح می پویند. وقتی فصل من آغاز می شود سرما و کولاک برف بر همه طبیعت مستولی می شود، کوه ها و دشت ها و جنگل و رود از شدت سرما و یخبندان به خود می پیچند و همه کوچه پس کوچه های شهرها و آبادیها از حضور مردم و جنب و جوش آنان خالی می شود. من با سرما معنا می شوم اما در سرما خلاصه نمی گردم.

خدای عزیز!

فصل من، فصل بیم و امید است. بیم از تاریکی و ظلمت و سرما و امید از ریزش نعمت برای رویش و زایشی دگر بار در بهار. من فصلی برای امید بستن به رستاخیزی دگر بار در طبیعتی هستم که شما خالق آن هستید.

خداوند با تبسمی بر لب ساکت بود.

بهار و تابستان و پائیز مبهوت ...

/ 8 نظر / 16 بازدید
الهام

سلام دوست عزیزم ما چند تا دختر و پسر دور هم جمع شدیم و یه انجمن عمومی تخصصی راه انداختیم خیلی خوشحال میشیم شما هم به ما بپیوندید و عضو بشین و هر قسمتی که دوست دارین فعالییت کنید دوست داشته باشین میتونید انجمن مارو لینک کنید و وبلاگ خودتونم تو قسمت انجمن تبلیغات بزارین منتظریما حداقل یه سر بزن فعالیت کردن تو قسمتی که تخصص داری یادت نره ها

بهنام

ممنونم.من از این مطلبم در انشا استفاده کردم.در ضمن حتما منبع رو در انشام درج میکنم.به امید موفقیت و بازدید از سایت من.

هلیا

[گل]سلام.خیلی زیبا بود.ممنون از مطالب زیباتون.لطفا به وبلاگ ما هم سربزنید ونظر بدید.ممنون[گل]

ماهان

سلام.باتشکراز وبلاگ خوبتون

ناشناس

عالیییییییییییییییییییییییییییی وبی نظیررررررررررررررر

نارین

خوب بود از این بهتر هم میتونست باشه.

سپیده

عالی بود.

الهه

واقعا عالی بود. [گل]