رفتی و تنها شدم

رفتی و تنها شدم، بیگانه با دنیا شدم

غصه خوردم، اشک ریختم، شیفته و شیدا شدم

 

تا تو بودی در برم آسوده بودم روز و شب

بی خبر بار سفر بستی و رفتی این چنین رسوا شدم

 

گل در باغم شکوفان، بلبلان آواز خوان

با تو بوستانم بهار و بی تو چون صحرا شدم

 

قلب تو ماوای من بود و وجودم جای تو

دامن از من بر کشیدی خالی از ماوا شدم

 

شورها در سر نهان و نغمه ها بر لب روان

با تو من شمعی فروزان بی تو بی غوغا شدم

 

عمر خود را پیش پایت وانهادم دلبرا

رفتی و عمرم تباه کردی و بی فردا شدم

 

گفته بودند مرا تا حذر از عشق کنم

دل بر عشق تو بستم غرق این دریا شدم

 

جام زرینم شکست و آب از جویم برفت

خوار و مسکین و ذلیل و لال و نابینا شدم

/ 2 نظر / 11 بازدید
سایه

سلام. وقتتون بخیر این شعر ها رو خودتون میسرایید؟ یا از جایی برداشت می کنید؟ جالبه که همه حرفهاتون رو با شعر میزنید...

سلام دوست عزيز وب زيبا ومطالب جذابي نوشته اي موفق باشيد سري بزن به (پاييزفصل زيبا)متشكرمpaez2012.[گل][گل][گل][گل][گل]