زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱

گشوده ام آغوش دلم را به روی تو

پر گشوده مرغ خیالم به سوی تو

مران مرا و شکوه نکن ز بی قراری من

چه کنم که آشیانه دارم من به کوی تو

دانم که دوباره دیدنت را مجالی نیست

قصد محال می کنم جانا به جستجوی تو

در حسرت دیدار تو جز گریه نیست همره من

سیل است سرشک من روانه به جوی تو

چو یعقوب نکشم دست ز شوق دیدن تو

که دیده به نور بگشایم تنها به خیال بوی تو

آفتاب عشقی دگر به مشرق قلبم طلوع نکند

نیرزد آنچه در این جهان هست به یک تار موی تو 

به جام زرینم چه ترغیب می کند ساقی مست

که من خرابم از می و شراب خیال سبوی تو

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :