زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۱

بیا تا مونس هم ، یار هم ، غمخوار هم باشیم

انیس جان هم ، فرسوده و بیمار هم باشیم

شب آید ، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم

شود چون روز ، دست و پای هم ، در کار هم باشیم

دوای هم ، شفای هم ، برای هم ، فدای هم

دل هم ، جان هم ، جانان هم ، دلدار هم باشیم

بهم یک تن شویم و یک دل و یکرنگ و یک پیشه

سری در کار هم آریم و دوشِ بارِ هم باشیم

جدایی را نباشد زَهره ای تا در میان آید

بهم آریم سَر ،  بر گِرد هم ، پَرگار هم باشیم

 حیات یکدگر باشیم و بهر یکدگر میریم

گهی خندان زِهم ، گه خسته و افگار هم باشیم

به وقت هوشیاری عقل کُل گردیم  بهر هم

چو وقتی مستی آید ، ساغرِ سرشارِ هم باشیم

شویم از نغمه سازی عندلیبِ غم سُرای هم

به رنگ و بوی یکدیگر ، گل گلزار هم باشیم

به جمیعت پناه آریم از بادِ پریشانی

اگر غفلت کند آهنگِ ما ، هشیار هم باشیم

برای دیده بانی خواب را  بَر خویشتن بندیم

زِ بهر پاسبانی ، دیده بیدار هم باشیم

جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم

قَبا و جُبّه و پیراهن و دَستارِ هم باشیم

غم هم ، شادی هم ، دین هم ، دنیای هم گردیم

بلای یکدگر را چاره و ناچار هم باشیم

بلاگردان هم گردیده ، گِردِ یکدگر گردیم

شده قربان هم از جان و مِنّت دار هم باشیم

یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار

زبان و دست و پا ، یک کرده ، خدمتکار هم باشیم

 

نمی بینم بجز تو همدمی ای "فیض" در عالم

بیا دمساز هم ، گنجینه اسرار هم باشیم

 

 "فیض کاشانی"

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :