زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۱

ای ساربان زین سان مران آهسته تر کن کاروان

لیلای من در منزل است، دور مانده او از همرهان

 

غمگین و  مایوس نازنین، بنشسته در کنجی حزین

یا  رب ببخشای  این گنه کز من بر آمد  این  زیان

 

چشمان او گریان و من غافل ز حال و روز او

کی می توانم کرد من جبران  آن اشک روان

 

یک روز مهرش می دهم روز دگر رنج و زیان

او مانده و حیران و مات در آنچه هست در این میان

 

گوید مرا محبوب من از من زیادت خواه سخن

من غره از ایمان او خاموش خواهم آن زبان

 

داستان عشق آن نگار بر کس نباشد آشکار

من گویمش ای سرو ناز پنهان تر کن این نهان

 

هر آنچه گویم می کند، هر آنچه می خواهم دهد

با این همه مهر و وفا  پیوسته من نامهربان

 

تا در برم هست آن صنم آسوده جان و برقرار

یک لحظه هم نادیدنش  آشفته سازد روح و جان

 

من آتش و او نی شدی، من  ساغر و او می شدی

با هم به معنا می رسیم  از ما جدایی نیست گمان

 

سیمای او چهر من و رخسار او روی من است

 زرین  خوی، سیمن روی، یگانه یاری در جهان

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :