زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧

بنام خدا

 

گویی خلوت شب ،

فراخوان نجوای ستارگان است

شهابی از آن سوی آسمان

از آنجا که گل سرخ

بر لب مرغ شب بوسه می نهاد

چون تیری رهیده از کمان

بر قلب هزار پاره شب فرو نشست

و مادر بزرگ ،

همان قصه قدیمی را سر داد :

" فرزندان من!

ستاره بخت کسی بود که فرو افتاد"

و من زیر لب،

با خود زمزمه می کردم:

"کجاست ستاره بخت من در این گیتی؟"

و بیمناک از این همه راز،

سر در بستر خویش فرو می کردم

و طلوع خورشید را به انتظار می نشستم

 

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :