زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱

رفتی و تنها شدم، بیگانه با دنیا شدم

غصه خوردم، اشک ریختم، شیفته و شیدا شدم

 

تا تو بودی در برم آسوده بودم روز و شب

بی خبر بار سفر بستی و رفتی این چنین رسوا شدم

 

گل در باغم شکوفان، بلبلان آواز خوان

با تو بوستانم بهار و بی تو چون صحرا شدم

 

قلب تو ماوای من بود و وجودم جای تو

دامن از من بر کشیدی خالی از ماوا شدم

 

شورها در سر نهان و نغمه ها بر لب روان

با تو من شمعی فروزان بی تو بی غوغا شدم

 

عمر خود را پیش پایت وانهادم دلبرا

رفتی و عمرم تباه کردی و بی فردا شدم

 

گفته بودند مرا تا حذر از عشق کنم

دل بر عشق تو بستم غرق این دریا شدم

 

جام زرینم شکست و آب از جویم برفت

خوار و مسکین و ذلیل و لال و نابینا شدم

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :