زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

به جستجویت ای نگار سوی کجا نظر کنم

از که بپرسم و که را از غم دل خبر کنم

 

رفتی و از تو دیگرم نیست نشان منزلی

خسته تن و شکسته دل کوشش بی ثمر کنم

 

نیست صدایی از تو و گم شده رد پای تو

در طلب تو ای صنم، جان و تنم بصر کنم

 

در طلب تو کرده ام شهر به شهر جستجو

گر چه نهان گشته ای من به نهان سفر کنم

 

روز و شبم گذشته در سوز و گداز رفتنت

کی رسد آن دمی که من شام سیه سحر کنم

 

داغ فراق دیده را صبر دعا می کنند

من به کدام آرزو داغ تو را به صبر کنم

 

این چه حکایتی است که عشق راه فنا گزیدن است

گر که تو همرهم شوی روی به این خطر کنم

 

گر که بهای دیدنت از دل و جان گذشتن است

بهر چنین حلاوتی صد دل و جان به در کنم

 

توصیه می کنند مرا بگذرم از خیال تو

مست از این خواب و خیال، از همگان حذر کنم


 گر که بشارتم دهند آمدنت به این سرای

بانگ شوق برآرم و جمله جهان خبر کنم

 

عتاب زرین چه کنی زین همه شکوه های او

چون که به آتشم کشی شعله کشم شرر کنم

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :