زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو

من و تو می دانیم

وقتی عاشق کسی هستی
نویسنده : سید شمس الدین زرین - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱
 

وقتی عاشق کسی هستی،

فقط می خوای عاشقش باشی

می خوای اونو تو قلبت داشته باشی

بدون او آب خوش از گلوت پائین نمی ره

مهمونی بری یا نری

سفر باشی یا نباشی

تنها بمونی و یا در جمع باشی

خواب باشی یا بیدار

سالم باشی، یا بیمار

در همه حال به او فکر می کنی

اگه باشه همه چیز خوب و درسته

همه چیز قشنگه

همه چیز زیباست

حتی اگه تنهای تنها باشی

حتی اگه هیچ چیز و هیچ کس رو نداشته باشی

حتی اگه با همه قهر باشی

فقط چون اونو داری نداشتن هیچ چیز رو درک نمی کنی

اگه اون نباشه می خوای که دنیا نباشه

با دوستا و رفقا و یا فامیل و آشناها زندگی کردن ممکنه قشنگ باشه

ولی با اونی که عشق زندگیته زندگی کردن اوج زندگیه

بدون دوست و رفیق می شه زندگی کرد

بدون فامیل و آشنا هم میشه زندگی کرد

ولی بدون معشوق فقط میشه زنده موند، نمی شه زندگی کرد

دوست داشتن با عاشق بودن کمی فرق داره

یه ذره متفاوته

و تو اینو خوب می فهمی

تو می فهمی یه ذره یعنی چه

الان یه لیوان آب دستمه

خیلی تشنه هستم

به خودم می گم نکنه عزیزم تشنه باشه!

به لیوان آب خیره می شم

و به خودم می گم ای کاش اینجا بود تا آب رو با هم می خوردیم

دوستام به من خیره شدن

می پرسن که "هی پکری"؟

اونا دوستان خوبی هستن

منو دوست دارن ولی عاشق من نیستن و تو هستی

اونا لیوان های آبشون رو خوردن

ولی من نه

باور کن دلم نمیاد

وقتی به تشنه بودن تو فکر می کنم نمی تونم آب رو بخورم

فرق دوست داشتن و عشق به همین سادگیه

عشق نخوردن یه لیوان آب به وقت تشنگیه

تنها به این دلیل که دلواپسی

آیا تو می تونی بی فکر من آروم بگیری

می دونم که نمی تونی

اینجاست که به خودم می گم

کی میشه ای خدا،

ما دوباره با هم باشیم؟

تا وقت تشنگی بتونیم با هم یه لیوان آب بنوشیم...!