زندگی عشق نهفته است به اندیشه تو
من و تو می دانیم
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید شمس الدین زرین - شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧

 

پنجره

 

این همه پنجره چیست؟

چه نگاهی است که جاری است پس پنجره ها

کدامین  مهربان چشمی می  بیند تو را  از پس پنجره ای

کیست در پس آن  پنجره  بنشسته لبخند به لب

چه کسی کرده بلند دست به سوی تو دراز

چه کسی بوسه فرستد ز پس پنجره ها

چه کسی از پس این پنجره ها می خندد

چه کسی چشم به راه است تو را

چه کسی عکس تو را در پس یک پنجره آویخته است

چه کسی  شیشه جان را به یک پنجره آمیخته است

چه کسی پنجره را باز گذاشته که پرواز کند مرغ قفس

چه کسی شاخه گل سرخ محبت روی دستگیره آن پنجره چسبانده است

چه کسی پنجره را بی غل و زنجیر گشوده است رها

چه کسی خنده شیرین تو را از پس  آن پنجره ها می شنود

چه کسی اشک تو را در قاب شیشه ای پنجره ها می نگرد

چه کسی  هست که تو را از پس یک پنجره ای می جوید

چه کسی پنجره را می بیند

چه کسی پنجره را می شنود

چه کسی پنجره را می فهمد

چه کسی ترس ندارد که به یک پنجره باز نگاهی بکند

چه کسی پنجره را باز نگهداشته از خانه رود

چه کسی پرده آویخته بر پنجره اش مشکی نیست

چه کسی رنگ شفق کرده همه پنجره را

چه کسی پنجره اش چوبین است

چه کسی پنجره اش ریشه به خاک است هنوز

چه کسی باغ گلی است پنجره اش

چه کسی پنجره اش چشمه عشقی جاریست

چه کسی پنجره اش خاموش نیست

چه کسی پنجره اش دیوار نیست

چه  کسی پنجره اش، پنجره است

هر کسی هست خدا یارش باد

دل او مهربان است و رئوف

چشم او با همه کس آشناست

هرکسی هست...

خدا یارش باد

 

 

سید شمس الدین زرین
عمر زرین به سر شد همه در حسرت و شوق شکر یزدان طلب قلب امیدوار تویی
کدهای اضافی کاربر :